محمد الريشهري
17
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
بر زيباترين جلوه هستى نيز بسته باشد . به ديگر سخن ، پيامبر خدا ، چونان آفتاب در اوج نيمروز است . مگر مىشود چشم داشت و آنهمه نورافشانى ، پرتوآفرينى و گرمازايى را نديد و حس نكرد ؟ ! مگر اين كه چون شبپرهخويانى بود كه از شعاع شگفت و شگرف آفتاب ، فرار مىكنند و ديدن حقيقت را بر نمىتابند . آيا درازناىِ تاريخ و پهنه گيتى ، چهرهاى چنين شكوهمند به خود ديده است ؟ ! از على عليه السلام بشنويد كه بىگمان در نماياندن شخصيت و چهره پيامبر خدا ، يگانه است و بىهمتا : مَن رَ آهُ بَديهَةً هابَهُ ، ومَن خالَطَهُ مَعرِفَةً أحَبَّهُ ، يَقولُ ناعِتُهُ : لَم أرَ قَبلَهُ ولا بَعدَهُ مِثلَهُ . « 1 » هر كس بدون سابقه قبلى وى را مىديد ، هيبتش او را مىگرفت و هر كه با وى معاشرت مىكرد و او را مىشناخت ، دوستدارش مىشد . هر كه مىخواست او را وصف كند ، مىگفت : نظير او را در گذشته و حال نديدهام . بدين سان ، طبيعى است كه اين چهره نورانى ، جهانى شود و پرتو شخصيت او بر تمام شخصيتهاى جهان ، سايه افكند و تمام قهرمانان و بزرگان ، اين قلّههاى افراشته تاريخ بشر ، در برابر عظمت و والايى او سر فرود آورند و زمينه تحقّق وعده الهى در جهانى شدن اين آيين ، و سيطره آموزههاى دين اين چهره بىبديل تاريخ ، شكل گيرد كه خداوند فرمود : " هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ . « 2 » * او كسى است كه پيامبرش راى با هدايت و دين درست ، فرستاد تا آن راى بر هر چه دين است ، پيروز گرداند " . اين همه ، چيزى نبوده و نيست كه بر هوشمندان تاريخ ، پوشيده مانَد ؛ آنانى كه
--> ( 1 ) الغارات : ج 1 ص 167 ، بحار الأنوار : ج 16 ص 194 ح 33 . ( 2 ) توبه : آيه 33 .